تبلیغات
تخته جان - مطالب دی 1390




این عکس را نوروز و سالهای پیش همه ما شاهد بودیم جایی برای نرم گردن ساقه های گندم در موقع تابستان که آب فرو کش می کرد جایی برای بردن داماد ها به سر آب و لباس بر تنشان کردن ،  و شور و شادی ،جایی برای آواز قورباغه ها  و بازی های کودکانه ، سر سبزی که چشمانمان را نوازش می داد و الی آخر ،  اما محرم امسال چشمانم این منظره طبیعی را ندید یا از سر پیری بود نمی دانم فقط  تپه هایی از خاک بود که روی این منظره طبیعی و بکرآسوده لم داده بود و من هاج و واج مانده بودم  که چه بگویم  پرس و جو که کردم گفتند یک مقدار خاک آمده ، حالا از کجا آمده ، آمده ، جایی برای ریختن نداشته اند بهتر از اینجا کجا را سراغ دارید شما بگویید . هم نزدیک و بی درد سر . هم هموار،  غصه ی چی رو بخوریم . گفتم حق با شماست من که به ذهنم نمی رسد لابد جای دیگری نبوده است الله اعلم !!در معنی واژه النگ  دیگر نمی توان سر النگ را مثال زد بلکه به سپستان یا سینه کفتارباید رفت اگر خدای نکرده این تپه های خاک را باد آنجا نبرده باشد  انشاالله .به هر حال به این نتیجه رسیدم که:  کی به کیه آره کی به کیه!!!!

به هر حال دلم نیامد عکس خاک های ریخته شده بر روی این سفره طبیعی سبز را در اینجا بگذارم . شاید که در سفر دیگر باد آن را برده باشد . دلم را به همین عکس خوش کرده ام به قول معروف وصف العیش نصف العیش

و اما بعد  :

 

از این گذشته به مسجد جامع روستا هم که رفتم دیدم در مدخل مسجد باید گامهایم را بر روی سه پله بگذارم چرا که مسجد  هم نشست کرده بود همین طور خود به خود آخر دست ما که نیست  گود شده که گود شده مگراتفاق نا گواری افتاده؟  اصلا به  تو چه پسر جان بله به من چه مربوط !! تو که نه سر پیازی و نه ته پیاز .نه مهندسی و نه معمار پس برو کشکتو بسابان !مهندس و معمار می داند کجا را باید گود کرد کجا را باید گل گرفت اصلا تو که در درس هندسه رفوزه می شدی به تو چه مربوط خط کش دستت بکیری و اندازه گیری کنی ؟ ! جل الخالق ! حالا مگر چه اشکالی دارد حالا اگر پیر مرد و پیرزنی  نیت کرد نمازش رادر مسجد جامع بگذارد چه ؟ خوب بهترین راه حل اینکه  پیرمردان و پیر زنان  از آمدن به مسجد صرف نظر کنند  .  مساله ؟بچه ها  چه ؟ به مسجد میتوانند بروند یا نه ؟! خیر  مگر مسجد جای بچه هاست !!!   می گویند در وقت رفتن به داخل مسجد با پای راست باید وارد شد چرا ؟ چون اگر خدای ناکرده اجلت فرا رسید به داخل مسجد بیفتی نه بیرون ولی اینجا فرق می کند بهتر است به بیرونن بیفتی چون سه چهار پله افتادن آنهم با سر به داخل مسجد افتادن یعنی بهتر از این نمیشه یعنی او نطرف رو دیدن !!!

دیگر سروقت سایبان و پارکینگ مسجد نمی روم و میگذرم  و شما را به خدای بزرگ می سپارم .


از برکت این طنز درتابستان  امسال  به مسجد رفتم و دیدم که از قبل بهتر شده است و کف مسجد را بالاتر آورده وبهتر شده خوب خدای را شکر






طبقه بندی: طنز با گویش تخته جان،

تاریخ : سه شنبه 27 دی 1390 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : علیرضا کمیلی | نظرات

من از کودکی عاشقت بوده ام یا حسین ،

 مادرم کام مرا با تربت حسین تبرک کرده است و  شیرش را با ذکر نام

 علی اصغر در گلویم ریخته است تا حسینی باشم و دست از دامان اهل بیت

رسول الله بر ندارم وسیره و رفتار  آنان را سرمشق زندگی ام قرار دهم تا در دنیا

و عقبی جزء رستگاران عالم باشم.


 











ذاکر اهل بیت جناب آقای حاج علی مراد رضایی یکی از چاووش خوانان امام  حسین علیه  السلام  





 




































































































































طبقه بندی: مراسم سوگواری ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روستای تخته جان ( عکس)،

تاریخ : یکشنبه 18 دی 1390 | 08:17 ب.ظ | نویسنده : علیرضا کمیلی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس