تبلیغات
گلگشت تخته جان - داستان ذوالقرنین قسمت 1

گلگشت تخته جان
با گلگشت در تلگرام / نشانی :telegram.me/tahktajani
امکانات وب

داستان ذوالقرنین

مشخصات ذو القرنین

نام ذو القرنین در قرآن در دو مورد آمده است، و داستان او به طور فشرده در سوره كهف در ضمن 16 آیه (از آیه 83 تا 98) ذكر شده است.

درباره این كه ذو القَرنین چه كسى بوده، مطالب گوناگونى گفته شده است، مانند:

1. او همان اسكندر مقدونى است كه فتوحات بسیار نمود، و كشورهاى بسیار را در زیر سلطه خود آورد.[ كامل ابن اثیر، ج 1، ص 278.]

2. یكى از پادشاهان یمن بود، كه به عنوان تُبَّع خوانده می ‏شد، كه جمع آن تبایعه است[المیزان، ج 13، ص 414.] طبق این نظریه سد معروف مأرب كه در یمن بود از ساخته‏ هاى او است.

3. سومین و جدیدترین نظریه این است كه :‌ذو القرنین همان «كورش كبیر» است[كتابى در این باره به نام «ذو القرنین با كورش كبیر» منتشر شده است] كه پانصد و سى سال قبل از میلاد می زیست.

نظریه اول و دوم داراى مدرك قابل ملاحظه‏اى نیست، قرائن و دلائل، نظریه سوم را تأیید میكنند.[ دانشمند محقق ابو الكلام آزاد كه روزى وزیر فرهنگ كشور هند بود، با تحقیقات كافى، همین نظریه را انتخاب نموده است، علامه طباطبایى پس از نقل و بررسى گفتار ابو الكلام آزاد، میگوید: «گر چه این نظریه از بعضى از جهات خالى از اشكال نیست، ولى از همه نظریه‏ ها به قرآن منطبق‏ تر است (المیزان، ج 13، ص 426)] بنابراین با توجه به این نظریه[كورش كبیر كه به زبان فرانسه «سیروس» نامیده میشود، در سال 529 سال قبل از میلاد به روایتى در جنگهاى مشرق كشته شد، و به روایتى در پاسارگاد فارس در 134 كیلومترى شیراز، 77 كیلومترى تخت جمشید فوت كرد، قبرش اكنون در همان جا معروف و مشهود است، و همین قبر بیانگر آن است كه روایت دوم نزدیكتر به واقعیت است (دائرة المعارف یا فرهنگ دانش و هنر، ص 761) كورش كبیر سر سلسله پادشاهان هخامنشى، نخستین پایتخت خود را در چمنزارهاى پهناور پاسارگاد بنا نهاد

] داستان ذو القرنین را پى می‏گیریم.

اما این كه به او ذو القرنین (صاحب دو قرن) میگفتند.  مطالب گوناگون گفته شده است مانند:

1. زیرا او دو قرن زندگى وحكومت كرد.

2. زیرا به شرق و غرب عالم كه به تعبیر عرب دو شاخ خورشید است رسید.

3. زیرا در دو طرف سر او برآمدگى مخصوصى بود.

4. زیرا تاج او داراى دو شاخ بود.

ذو القرنین از نظر قرآن داراى ویژگى‏هاى برجسته زیر است:

1. خداوند اسباب پیروزی ها  را در همه ابعاد، در اختیار او گذاشت.

2. او سه لشكر كشى مهم كرد، نخست به غرب، سپس به شرق، و سرانجام به منطقه ‏اى در شمال كه داراى تنگه كوهستانى است، داشت  او در هر یك از این سفرها با اقوامى برخورد نمود.

3. او مردى با ایمان، عادل و مهربان و یار نیكوكار و دشمن ظالمان بود، از این رو مشمول عنایات خاص خداوند گردید.

4. او نیرومندترین و مهمترین سدها را كه در آن از آهن و مس زیاد استفاده شده بود، به عنوان دژ، براى كمك به مستضعفان ساخت، بیشتر به نظر می‏رسد كه این سد در سرزمین قفقاز، میان دریاى خزر و دریاى سیاه، بین سلسله كوه‏هاى آن جا هم چون یك دیوار بوده است.

5. در قرآن چیزى كه صراحت بر پیامبرى او داشته باشد نیست، ولى تعبیراتى دیده می‏شود كه از علائم پیامبرى او خبر می‏دهد، در روایات اسلامى به عنوان «عبد صالح» معرفى شده است.

6. دو قوم وحشى یأجوج و مأجوج كه در منطقه شمال شرقى زمین در نواحى مغولستان سكونت داشتند و داراى زاد و ولد زیاد بودند، موجب هرج و مرج میشدند، و براى حكومت كورش باعث مزاحمت‏ها گشتند، و چنین به نظر می‏رسد كه مردم قفقاز هنگام سفر كورش به آن منطقه، از كورش تقاضاى جلوگیرى از قتل و غارت آنها را كردند، و او نیز براى جلوگیرى از آنها به ساختن سد معروف ذو القرنین اقدام نمود.[ اقتباس و تلخیص از تفسیر نمونه، ج 12، ص 524 - 552؛ مجمع البیان، ج 6، ص 490.]

7. از امام صادق - علیه السلام - نقل شده: چهار نفر بر تمام دنیا حكومت كردند، دو نفرشان از مؤمنان بودند كه عبارتند از سلیمان و ذو القرنین، و دو نفرشان از كافران بودند كه عبارتند از نمرود و بخت النصر.[ سفینة البحار، ج 1، ص 60 (واژه بخت).]

داستان ذو القرنین در قرآن

كفار قریش در مكه نزد پیامبر - صلّى الله علیه و آله - آمده و این سه سؤال را طرح كردند: 1. اصحاب كهف كیانند؟ 2. ذو القرنین كیست؟ 3. روح چیست؟ سوره كهف نازل شد و ماجراى كهف و ذو القرنین را بیان نمود...

داستان ذو القرنین در قرآن به طور فشرده (چنان كه در قرآن معمول است) ذكر شده است، در این جا نظر شما را به خلاصه داستان ذو القرنین با اقتباس از قرآن و بعضى از روایات جلب مى‏كنیم.

لشكر كشى ذو القرنین به سمت غرب

ذو القرنین پادشاه عادلى بود، تصمیم گرفت با همت قهرمانانه بر شرق و غرب جهان، حركت كند و همه را زیر پرچم خود آورد و در پرتو حكومت مقتدرانه خود، جلو ظلم و طغیان ظالمان و ستمگران را بگیرد، و تا آخرین حد توان خود از حریم مستضعفان دفاع نماید.

مركز او (ظاهراً) سرزمین فارس بود.[ و طبق پاره‏ اى از روایات در دومة الجندل، منطقه مرزى شام و عراق] سه جنگ و لشكر كشى بزرگ داشت: 1. به سوى غرب 2. به سوى شرق 3. به سوى منطقه ‏اى كوهستانى، بین شرق و غرب.

خداوند همه اسباب كار و پیروزى را در اختیارش قرار داده بود. او با لشكر مجهز و بیكرانى به سمت غرب حركت كرد، همه ناهمواریها در برابرش هموار شدند، و همه گردنكشان در برابرش تواضع كردند، او هم چنان به فتوحات ادامه داد. شب و روز به پیش رفت تا به چشمه آبى رسید، كه آب و گلش به هم آمیخته بود، چنین به نظر می‏رسید كه خورشید در آن غروب میكند، و تصور كرد كه دیگر پس از آن جنگ و فتح باقى نمانده است.

ولى در آن سرزمین قومى را دید كه كفر و طغیان و ظلمشان موجب آزار مستضعفان می‏شد و همه را به ستوه آورده بود، آن قوم به ستمگرى و قتل و غارت معروف بودند.

ذو القرنین از درگاه خداوند خواست تا او را در هدایت و رهبرى مردم، یارى كند، و تكلیفش را در مورد آن قوم وحشى و ستمگر روشن سازد.

خداوند ذو القرنین را در میان دو كار مخیر ساخت: 1. با شمشیر آنها را كیفر و سركوب كند 2. به دعوت و راهنمایى آنها بپردازد، مدتى به آنها مهلت دهد، شاید هدایت گردند، و از ستم و طغیان دست بردارند.

ذو القرنین راه دوم را برگزید و گفت: هر كه ستم كند، او را مجازات خواهیم كرد سپس به سوى پروردگارش باز خواهد گشت، و خدا او را به عذابى سخت دچار خواهد ساخت، ولى هر كس كه به حق بگرود و كار شایسته انجام دهد، براى او پاداش نیك خواهد بود، و ما به گشایش كارش اقدام میكنیم.

ذو القرنین مدتى در آن جا ماند، و از ستم ستمگران جلوگیرى نمود، و به نیكوكاران پاداش داد، و پایه عدالت و صلح را در آن جا پى ریزى كرد و پرچم اصلاح را بر افراشت.

لشكر كشى ذو القرنین به شرق و شمال

پس از آن ذو القرنین با تدبیر و همت شجاعانه و اهداف مصلحانه به طرف شرق لشكر كشید، به هر جا رسید، همه را فتح كرد، و مردم در همه جا از او استقبال كردند و تسلیم حكومت او شدند.

خداوند ذو القرنین را در میان دو كار مخیر ساخت: 1. با شمشیر آنها را كیفر و سركوب كند 2. به دعوت و راهنمایى آنها بپردازد، مدتى به آنها مهلت دهد، شاید هدایت گردند، و از ستم و طغیان دست بردارند.

ذو القرنین راه دوم را برگزید و گفت: هر كه ستم كند، او را مجازات خواهیم كرد سپس به سوى پروردگارش باز خواهد گشت، و خدا او را به عذابى سخت دچار خواهد ساخت، ولى هر كس كه به حق بگرود و كار شایسته انجام دهد، براى او پاداش نیك خواهد بود، و ما به گشایش كارش اقدام میكنیم.

ذو القرنین مدتى در آن جا ماند، و از ستم ستمگران جلوگیرى نمود، و به نیكوكاران پاداش داد، و پایه عدالت و صلح را در آن جا پى ریزى كرد و پرچم اصلاح را بر افراشت.



نوشته شده توسط : علیرضا کمیلی ( پنجشنبه 7 آبان 1394 ) ( 10:15 ق.ظ )
درباره وبلاگ



بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
واخذل الکفار والمنافقین
وانصر جیوش المسلمین

زروز گذر کردن اندیشه کن

پرستیدن دادگر پیشه کن

به نیکی گرای ومیازار کس

ره رستگاری همین است وبس

.حکیم فردوسی

انتظار دارم به وسیله نظرات ومطالب ارسالی شما مجموعه ای بی نظیر گردد امیدوارم عرضه کننده بهترین ها برایتان باشم * ضمنا از همه ی دوستانی که در تهیه عکس های تخته جان ومناظر اینجانب را یاری نموده اند متشکرم

***********
اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم تورا

اشاره‌ای است که آزاد می‌کنیم تورا

تو با شکستگی پا قدم به راه گذار

که ما به جاذبه امداد می‌کنیم تورا

درین محیط چو قصر حباب اگر صد بار

خراب می‌شوی، آباد می‌کنیم تورا

ز مرگ تلخ به ما بدگمان مشو زنهار

که از طلسم غم آزاد می‌کنیم تورا

فرامشی ز فراموشی تو می‌خیزد

اگر تو یاد کنی، یاد می‌کنیم تورا

اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی

بهار عالم ایجاد می‌کنیم تورا

مساز رو ترش از گوشمال ما صائب

که ما به تربیت استاد می‌کنیم تورا


*************************

صورت نبست در دل ما کینهٔ کسی

آیینه هر چه دید فراموش می‌کند

***
منتظر نظرات شما هستم

********************

ای کمیل دانش از ثروت بهتر است چون دانش نگهبان توست
وثروت را تو باید نگهبان باشی ثروت را هرچه بیشتر خرج کنی
کمتر می شودولی دانش هرچه بیشتر خرج شود افزوده تر گردد.
امام علی
********************************************

هیچ گاه نه به کسی بخندید و نه قضاوتش کنید هرگز نمی دانید
شاید روزی شماهم در همان شرایط قرار بگیرید
***************************************

درختی که تلخش بود گوهرا
اگر چرب وشیرین دهی مرورا
همان میوه تلخش آیدپدید
کزوچرب وشیرین نخواهی خرید

**************************

ماهواره کلاس نیست

ماهواره گاهواره خام کردن من وتوست
ماهواره ای خوب است که مارا به

یاد خدا اندازد وبا اسلام آشتی دهد

موسیقی خوب است که گوش جانمان را
طراوت بخشد.
سازی خوب است کهتار دلمان را
با یاد خدا کوک کند.

وخلاصه هدف اصلی ماهواره :

از بین بردن کانون خانواده

التماس دعا

**************


• انتظار
• الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
• تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
• شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید
• سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
• دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید
• الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
• فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها
• تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
• ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن
• تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
• نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی
• یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
• تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی
• تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
• دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته
• تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
• به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری
• به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
• ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری
• دگر بس است جدایی،خدا کند که بیایی
******************

به کجا چنین شتابان

اکثر تصادفات رانندگی بر اثر عجله و سرعت زیاد وخواب آلودگی می باشد
این بشر دوپا تا کی می خواهد از خواب غفلت بیدار شود و عقل را پیشه راه زندگی قرار دهد
برادرم درست است خودرویی که تو سر نشین آن هستی می تواند با سرعت چند کیلومتر حرکت کند اما آیا عقلت به تو اجازه می دهد که حق حیات را از خودت ودیگران سلب کنی ؟! به چه حکمی؟!
بیاییم با نحوه استفاده درست از امکاناتی که در اختیار داریم فرهنگ بشری را باز سازی کنیم .
از دلنوشته هایم علیرضا کمیلی
*********** ***********


وحدت و همدلی رمز پیروزی است


ایران زادگاهم است سرای دیرینه ام مهد تمدن پایدارخطه عشق وایمان ،اسلام وقرآن

بیشه شیران عشق،زادگاه ابر مردان وشیرزنان

من کشورم را با همه رنگهایش دوست دارم با گویشهای متنوع ولهجه های شیرینش با

لباسهای محلی وسنتهای اصیلش من ایرانی ام وپاسدار ارزشها وکرامتهای انسانی

والهی اش من ایرانی ام وپاسدار مرزهای علمی ومعرفتی وبصیرتی پاسدار گوهر وحدت

کلمه اتحاد وهمدلیمن ایرانی ام وباهمه قومیتها وعشیره ها ی سرزمینم برادر همه

برای من محترم وعزیزند وبه همه آنها عشق می ورزم وهرگز حاضر نیستم آنها را از خود

رنجور سازم

من ایرانی ام وبا همه اقوامش یک خانواده ایم سریک سفره ایم ودلسوز همدیگرهمت

وغیرت آذری ها ،کردها،بلوچ ها، لرها، فارسها ترکمن ها ،عربها،گیلکی ها وکرمانجی

های سرزمینم ازغرب تا شرق از شمال تا جنوب ، همیشه زبانزد عام وخاص بوده

وهست من ایرانی ام ومسلمان وبا همه اقلیتهای مذهبی کشورم از زرتشتی وآشوری

گرفته تا کلیمی ومسیحی دوست ودلسوز ما همگی عقد اخوتمان را قرنها پیش

بسته ایم ودشمن را به زانو در آورده ایم واکنون باید بیشتر هوشیار باشیم

ودشمن شناس چرا که امروز اهداف استکبار این است تا تفرقه بیاندازد وفضای جامعه را

گل آلود کند اما اتحاد من وتو باعث شکستشان خواهد شد

من ایرانی ام وامروز نگاه جهان وجهانیان به من است ایران در قله قرار گرفته و حسادت

دشمنانش را فراگرفته من ایرانی ام ،نعمت امنیت در پرتو ایمان به خدا و وحدت کلمه

بوجود آمده از برکت خون شهیدانم استبله برادر ایران امروز چون کوه استوار است وبه هر

بادی نمی لرزدهرچند دشمنانش چه در خارج وچه در داخل از طرق مختلف در صدد

ضربه زدن هستند اما ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد

من ایرانی ام وافتخار میکنم که بهترین رهبر را در جهان امروز دارم و مطمینم تاوقتی

پشتیبانش باشم وگوش به فرمانش کشورم شکست ناپذیر است

بله برادرم وخواهرم امروز شیاطین روزگار از راه های مختلف در روزنامه مجله کتاب ونوشته

رسانه ها ماهواره ها و همه امکانات وقوا بسیج شده اند تا میان قوم ها ومذاهب رخنه

بیاندازند آنها در قالب جک وطنز فیلم وادا واطوار به تحریک احساسات می پردازند ودر

صددند به هر طریقی این اتحاد وانسجام را از بین ببرند لذا از همه شما برادران وخواهران

می خواهم با اتحاد وهمدلی به دفاع از آرمانها وارزشها برخیزید وهریک در حد خود

نقشه های شیاطین را نقش بر آب کنید وایران عزیز را سربلندتر نمایید

حق یارتان برگی از دلنوشته هایم علیرضا کمیلی
موضوعات وب
ابر برچسب ها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :