تبلیغات
گلگشت تخته جان - خطبه فاطمیه در یک نگاه ( قسمت اول )

گلگشت تخته جان
با گلگشت در تلگرام / نشانی :telegram.me/tahktajani
امکانات وب

خطبه فاطمیه در یک نگاه..........

خطبه فاطمیه در یک نگاه

 

سخنرانی و خطبه حضرت زهرا(س)، تجلی بخش امام‌شناسی و ولایت محوری آن بانوی بزرگ و نیز حاوی مطالب عمیق فکری بسیاری است که نشان از معرفت سرشار آن حضرت به موضوعات علمی دارد. در واقع می‌توان گفت، یک دوره درس اعتقادات استدلالی و تبیین اصول دینداری و اخلاق عملی است؛ معرفت آموزترین سخن بشری که در آن دوران بر انسان‌ها خوانده شده است.

خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) آن‌چنان متین، منظم و فصیح است که برخی گمان کرده‌اند، به نوشته‌‌ای از پیش طراحی شده، بیشتر شبیه است تا یک سخنرانی ناگهانی. ابن ابی‌الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه با ذکر سندی می‌نویسد: عبدالله‌بن احمد از پدرش نقل می‌کند که در نزد زید شهید، پسر امام سجاد(ع) خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) را نقل کردم و به وی گفتم: برخی گمان می‌کنند، این خطبه ساختگی بوده و آن را حضرت فاطمه زهرا(س) ایراد نکرده؛ بلکه از آن ابی‌العیناء است؛ زیرا این کلام، منظم، معیّن و یک‌نواخت می‌باشد.

زید گفت: من دیدم که بزرگان آل ابی‌طالب از پدرانشان آن را روایت می‌کنند و به فرزندان خویش یاد می‌دهند. بزرگان شیعه نیز آن را درس می‌دادند، پیش از آنکه حتی جدّ ابوالعیناﺀ، پا به عرصه وجود بگذارد.

خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه، از چنان عظمتی برخوردار بود که بیش از 24 نفر از شخصیت‌های قرن اول هجری همچون امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع)، ابن عباس، جابربن عبدالله انصاری و انس‌بن مالک از یاران پیامبر(ص) آن را نقل کرده‌اند. در قرن دوم نیز بزرگانی همچون امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، زید پسر امام سجاد(ع)، مفضل، ابی‌نصر بزنطی و دیگر یاران امامان آن را روایت کرده‌اند.

این خطبه شریف در بیش از شصت کتاب مهم شیعه و اهل سنت آمده است و عالمانی همچون شیخ صدوق(ره) در علل الشرایع، سیدبن طاووس در طرائف، طبرسی در احتجاج و ابن‌ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آن را نقل کرده‌اند. تاکنون افزون بر 112 جلد کتاب درباره این خطبه و محتوای آن نوشته شده است. محدث بزرگ علامه مجلسی(ره) می‌نویسد: <این خطبه، از خطبه‌های مشهوری است که شیعه و سنی آن را با سندهای گوناگون نقل کرده‌اند>.

نگاهی دقیق و موشکافانه به سیره فاطمی(س) و نحوه حرکت و ورود آن حضرت به مسجد، درس‌های بزرگی را به ما می‌آموزد. ابن‌ابی الحدید معتزلی، پس از ذکر اسناد خطبه، نحوه ورود حضرت را این‌گونه نقل می‌کند: زمانی که ابوبکر تصمیم به منع فدک گرفت و حضرت زهرا(س) از این مقصد آگهی یافت، مقنعه بر سر انداخت و با جماعتی از زنان قریش به سوی مجلس ابوبکر حرکت نمود. آن حضرت لباس بلندی پوشیده بود و در راه رفتن، نظیر پدر بزرگوارش رسول اکرم(ص) گام بر می‌داشت. چون داخل مجلس شد، ابوبکر با جمعی از مهاجران و انصار نشسته بودند. سپس بین مردان و ایشان، پرده سفیدی زده شد.

در آن شرایط، حضرت زهرا(س) در حالی که عده‌ای از زنان قریش اطراف آن حضرت را گرفته بودند، وارد مسجد شد. منظره عجیبی بود. همه مردم بی‌اراده برای دختر پیامبر(ص) راه باز کردند و منتظر بودند تا ببینند که ایشان چه می‌کند. وقتی به دستور آن حضرت میان زنان و مردان پرده‌ای زده شد، بانوی بزرگ اسلام همراه دیگر بانوان در آن سوی پرده قرار گرفتند؛ ناگهان صدای فاطمه(س) بلند شد. آه جانسوز حضرت، تمام اهل مسجد را متأثر کرد و مردم شروع به گریه نمودند. مجلس پریشان و مضطرب گردید. حضرت اندکی صبر کردند تا جوش و خروش مردم تمام شد. آن‌گاه خطبه را آغاز کردند..

الحَمدُلله مَا أنعَم وَلَهُ الشُّکرُ عَلَی مَا ألْهَم...

 

ستایش خدا

 

خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه، در بردارنده حقایق فراوانی در توحید و معارف است. آن حضرت در بخشی از سخنان خود فرمود: خدا را بر آنچه ارزانی داشت، سپاسگزارم و بر اندیشه نیکو که در دل نهاد، شاکرم و بر نعمت‌های فراگیرش ثنا می‌گویم. نعمت‌هایی که از شمار بیرون است و شکر و جبران آن‌ها از توان افزون و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون است. بندگان را برای فزونی نعمت‌ها و استمرار عطایا به شکر خویش فرا خواند. برای تکمیل و فزون بخشی نعمت‌ها، خلایق را به کثرت ستایش وا داشت. گواهی می‌دهم که معبودی جز او نیست و یکتایی است، بی‌شریک. روح این گواهی، دوستی بی‌آلایش است که دل‌های مشتاقان با آن در آمیخته و آثارش در افکار پرتو افکن شده است. خدایی که دیدگان را توانایی دیدن، زبان را یارای بیان و گمان‌ها را قدرت بر ادراک او نیست.

هر آنچه آدمی در زندگی از آن سود می‌برد و موجب خیر و خوشی در دین و دنیای او می‌شود، نعمت است که شامل مال، مقام، زیبایی، سلامتی و ... می‌باشد و باید با هدفی که خداوند متعال از خلقت آن‌ها برای انسان داشته است، به کار برده شود. بنابراین، هر چه که انسان برای قرب و نزدیکی به پروردگار در آن تصرف می‌کند و به این وسیله خشنودی او را طلب می‌کند، نعمت است؛ اما تنها تشکر و سپاسگزاری انسان از خداوند در برابر نعمت‌ها کافی نیست؛ بلکه باید از آن کسانی هم که وسیله این موهبت بوده‌اند، تشکر کرد و به این طریق حق زحمات آن‌ها را به جا آورد، هم چنانکه در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که: روز قیامت خداوند به بعضی از بندگانش می‌فرماید: آیا از فلان شخص شکرگزاری کردید؟ می‌گویند: پروردگارا شکر تو را به جا آوردیم. خداوند می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردید، شکر مرا هم نکردید.

خداوند نیاز به شکرگزاری ندارد؛ بلکه تمام نتیجه شکر، عاید بنده می‌شود و بر نعمت‌های او می‌افزاید. نه تنها نعمت‌های مادی او افزوده می‌گردد؛ بلکه روحیه شکرگزاری نیز که خود نعمت بزرگی است، در وی تقویت می‌شود. امام حسین(ع) در دعای عرفه شکر واقعی را این‌گونه معرفی می‌کند:

فَبِأیِّ شَیءٍ أستَقْبِلُکَ یَامَوْلاَیَ، أبِسَمْعی أمْ بِبَصَری أمْ بِلِسانِی أمْ بِیَدی أمْ بِرجلی؟ ألَیْسَ کُلَّهَا نِعَمَکَ عِندیَ وَ بِکُلِّهَا عَصَیْتُکَ؛ پس با چه وسیله رو به سوی تو آورم؟ آیا به قوه شنوایی یا بینایی‌ام یا به وسیله زبان یا دست و پایم معذرت بخواهم؟ آیا همه این‌ها نعمت تو نیست، در حالی که من با همه آن‌ها نافرمانی تو را کرده‌ام؟.

بانوی بزرگ اسلام با شهادت و گواهی به یگانگی و یکتایی خداوند، توحید عملی را یادآور می‌شود که بر همه مسلمانان از هر صنف و طایفه‌ای واجب است. کمال توحید خداوند، خالص شدن برای اوست؛ یعنی عارف آگاه به توحید خدا می‌رسد که اخلاصش برای خدا کامل باشد. توحید واقعی آن است که انسان به طور کلی غیر خدا را نبیند. وقتی آدمی در راه اخلاص گام نهد و تا آنجا که در توان دارد، ناخالصی‌ها را از روح و جان و اعمال خود بزداید، خالص می‌شود و از نظر ایمان و معرفت و عمل، به مقام والایی دست می‌یابد که از قلمرو نفوذ وسوسه‌های شیطانی خارج می‌شود؛ اما حتی انسان‌هایی نیز که به مرحله اخلاص رسیده‌اند، باید همواره مراقب خود باشند و از خداوند بخواهند که پس از هدایت، به گمراهی نیفتند؛ زیرا در روایت آمده است:

مردم همه در معرض هلاکتند، جز دانشمندان و دانشمندان در معرض هلاکتند، جز عمل کنندگان و عمل کنندگان در معرض هلاکتند، جز عابدان و عابدان نیز در معرض هلاکتند، جز افراد با اخلاص و مخلصان در خطر بزرگی‌اند.

 

حکمت و فلسفه آفرینش

 

حکمت آفرینش، پرسشی است که از دیرباز، اندیشمندان را به خود متوجه ساخته است. حضرت زهرا(س) در بخشی از خطبه فدکیه به این مسأله اشاره می‌کند و می‌فرماید: خدای متعال، همه چیز را از نیستی به هستی درآورد و آن‌ها را بدون وجود الگو و نمونه‌ای ایجاد کرد. با ید قدرت خود، همه را بالندگی داد و با اراده‌اش، به آفرینش موجودات دست یازید؛ بی‌آنکه به آفرینش آن‌ها نیازمند باشد و از این صورتگری طرفی ببندد. او می‌خواست حکمتش را آشکار سازد، مردم را به فرمانبرداری‌اش هوشیار کند و بندگان را به عبودیتش رهنمون گرداند. پس آن‌گاه پاداش را در اطاعت و کیفر را در نافرمانی نهاد تا بندگانی را از خشم و عذاب خود برهاند و به سوی بهشت و کانون رحمتش سوق دهد.

تمامی موجودات از آن روی که آفریده خداوند هستند و هر چه دارند، از اوست؛ در برآوردن نیازهای خود رو به سوی او دارند و قصد او را می‌کنند. چنانکه قرآن می‌فرماید: (وَ أنّ إِلی‏ رَبِّکَ الْمُنْتَهی)

همچنین می‌فرماید: (یا أیّهَا النّاسُ أنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیّ الْحَمیدُ)

حضرت فاطمه(س) در این بخش از خطبه‌ خویش، اذهان را به سوی هدف آفرینش سوق داده است که خداوند نه در آفرینش و نه در صورت پردازی آفریده‌ها، هیچ گونه نیازی نداشته و هیچ گونه سودی برای خویش در نظر نگرفته است. جهان هستی هم در حدوث و هم در بقا و ماندگاری، به او نیازمند است. پس رمز آفرینش، فیاضیت و رحمانیت اوست؛ به این معنا که گستردن فیض و رحمت، مقتضای خدایی است و او پدیده‌ها را نیافریده، جز برای آنکه ثبات و پایداری حکمت خویش را برساند.

در روایتی آمده است که حضرت داود(ع) از خداوند پرسید: پروردگارا! چرا مخلوقات را آفریدی؟ خداوند فرمود: من گنجی پنهان بودم، دوست داشتم که شناخته شوم، پس آفریدم آفریدگان را تا شناخته گردم.

در نگرش زهرای اطهر(س) خلقت جهان مبتنی بر اصل هدفداری آفرینش است؛ زیرا هر انسان یکتا پرستی می‌داند که او و همه جهان هستی، آفریده‌های خدای متعال است و همه در یک راه برای رسیدن به مقصودی مشترک پیش می‌روند. امام حسین(ع) می‌فرماید:

به درستی که خداوند بندگان را نیافرید، جز برای آنکه او را بشناسند؛ زیرا اگر وی را بشناسند، او را بپرستند و با پرستش و بندگی‌اش از پرستیدن غیر او بی‌نیاز شوند.

آنچه در دستورهای الهی آمده، براساس مصالح بندگان است و به تقوا باز می‌گردد که شریف‌ترین و بالاترین وسیله تقرب آدمی به خداوند است. برای تربیت مردم، چاره‌ای نیست جز آنکه روح و جان آنان را از رذائل و پلیدی‌ها پاکیزه و به فضائل و پاکیزگی آراسته کرد؛ زیرا اساس و بنیان همه کارهایی که از آدمی سر می‌زند، صفات روحی و باورهای قلبی اوست و تا قلب پاکیزه نشود، کارهای نیک و شایسته از او بروز نخواهد کرد.

 

دومین پایه اسلام

 

نبوت، دومین بخش از اصول دین است. حضرت فاطمه(س) در دومین بخش از خطبه خود در مسجد مدینه چنین فرمود: گواهی می‌دهم پدرم، بنده و فرستاده خداست. او را برگزید پیش از آنکه برای مردم هدایت بفرستد... و این در آن هنگام بود که بندگان در پس پرده نیستی و در پهنه بیابان عدم، گرفتار بودند... . پروردگار، محمد(ص) را برانگیخت تا فرمانش را کامل و حکمتش را نافذ کند و آنچه را مقدر ساخته بود، به انجام رساند. پیامبر(ص) دید که هر گروه، آیینی را پذیرا گشته‌اند؛ دسته‌ای بر گرد آتش در طوافند و گروهی در برابر بت به عبادت مشغولند و همگان یاد خدایی را که می‌شناسند، از خاطر زدوده‌اند. پس خدا، به نور محمد(ص) بساط ظلمت را برچید و دل‌ها را از تیرگی کفر رهانید و ابرهای تیره و تار را از مقابل دیدگان به یک سو افکند. پیامبر خدا(ص) برای هدایت مردم به پاخاست و ... آنان را به آیین پا بر جای اسلام رهنمون شد و به راه راست فرا خواند.

حضرت زهرا(س) در این بخش از خطبه شریف خود، از اثبات اصل رسالت و نبوت سخنی به میان نیاورده است؛ زیرا همه حاضران در آن جلسه مسلمان بودند و پیامبر اسلام(ص) را به نبوت و رسالت قبول داشتند؛ بلکه با توصیفی از وضعیت مردمان آن روزگار از عربستان گرفته تا ایران، امپراتوری روم شرقی و ملت‌های دیگری که تاریخ، انحطاط و تباهی آن‌ها را در زمینه‌های گوناگون حکمت، اخلاق، فرهنگ، دین و تعصب‌های قومی و قبیله‌ای ثبت کرده است، مهم‌ترین دردها و نابسامانی‌های آن را چنین بر می‌شمارد:

1.تفرقه و آشفتگی دینی؛ 2. احترام به آتش و ملازم بودن آن؛ 3. بت‌پرستی؛ 4. انکار خداوند.

آن‌گاه با برشمردن برکات وجودی پیامبر(ص) و مکتب اسلام، امتیازات بارز مکتب وحی در مقایسه با دیگر مکاتب را بیان می‌فرماید؛ به گونه‌ای که در این مکتب، هیچ گونه ابهام و سرگردانی وجود ندارد، نسبت به تمام ابعاد وجودی انسان و همه غرایز و عواطف و آرمان‌هایشان توجه شده و برای رسیدن وی به هدف نهایی خلقت، برنامه‌ای منسجم و منظم پیش‌بینی گردیده است. سرانجام نیز با قاطعیت تضمین می‌کند که اگر انسان‌ها از برنامه‌های الهی در زندگی خود پیروی کنند، هیچ گونه بیم و اندوهی نمی‌تواند در وجود و زندگی آن‌ها راه یابد و تا ابد قرین سعادت خواهند بود؛ (فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ)




موضوعات مرتبط: دلایلی بر حقانیت شیعه
نوشته شده توسط : علیرضا کمیلی ( سه شنبه 19 اسفند 1393 ) ( 12:45 ب.ظ )
درباره وبلاگ



بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
واخذل الکفار والمنافقین
وانصر جیوش المسلمین

زروز گذر کردن اندیشه کن

پرستیدن دادگر پیشه کن

به نیکی گرای ومیازار کس

ره رستگاری همین است وبس

.حکیم فردوسی

انتظار دارم به وسیله نظرات ومطالب ارسالی شما مجموعه ای بی نظیر گردد امیدوارم عرضه کننده بهترین ها برایتان باشم * ضمنا از همه ی دوستانی که در تهیه عکس های تخته جان ومناظر اینجانب را یاری نموده اند متشکرم

***********
اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم تورا

اشاره‌ای است که آزاد می‌کنیم تورا

تو با شکستگی پا قدم به راه گذار

که ما به جاذبه امداد می‌کنیم تورا

درین محیط چو قصر حباب اگر صد بار

خراب می‌شوی، آباد می‌کنیم تورا

ز مرگ تلخ به ما بدگمان مشو زنهار

که از طلسم غم آزاد می‌کنیم تورا

فرامشی ز فراموشی تو می‌خیزد

اگر تو یاد کنی، یاد می‌کنیم تورا

اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی

بهار عالم ایجاد می‌کنیم تورا

مساز رو ترش از گوشمال ما صائب

که ما به تربیت استاد می‌کنیم تورا


*************************

صورت نبست در دل ما کینهٔ کسی

آیینه هر چه دید فراموش می‌کند

***
منتظر نظرات شما هستم

********************

ای کمیل دانش از ثروت بهتر است چون دانش نگهبان توست
وثروت را تو باید نگهبان باشی ثروت را هرچه بیشتر خرج کنی
کمتر می شودولی دانش هرچه بیشتر خرج شود افزوده تر گردد.
امام علی
********************************************

هیچ گاه نه به کسی بخندید و نه قضاوتش کنید هرگز نمی دانید
شاید روزی شماهم در همان شرایط قرار بگیرید
***************************************

درختی که تلخش بود گوهرا
اگر چرب وشیرین دهی مرورا
همان میوه تلخش آیدپدید
کزوچرب وشیرین نخواهی خرید

**************************

ماهواره کلاس نیست

ماهواره گاهواره خام کردن من وتوست
ماهواره ای خوب است که مارا به

یاد خدا اندازد وبا اسلام آشتی دهد

موسیقی خوب است که گوش جانمان را
طراوت بخشد.
سازی خوب است کهتار دلمان را
با یاد خدا کوک کند.

وخلاصه هدف اصلی ماهواره :

از بین بردن کانون خانواده

التماس دعا

**************


• انتظار
• الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
• تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
• شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید
• سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
• دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید
• الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
• فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها
• تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
• ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن
• تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
• نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی
• یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
• تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی
• تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
• دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته
• تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
• به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری
• به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
• ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری
• دگر بس است جدایی،خدا کند که بیایی
******************

به کجا چنین شتابان

اکثر تصادفات رانندگی بر اثر عجله و سرعت زیاد وخواب آلودگی می باشد
این بشر دوپا تا کی می خواهد از خواب غفلت بیدار شود و عقل را پیشه راه زندگی قرار دهد
برادرم درست است خودرویی که تو سر نشین آن هستی می تواند با سرعت چند کیلومتر حرکت کند اما آیا عقلت به تو اجازه می دهد که حق حیات را از خودت ودیگران سلب کنی ؟! به چه حکمی؟!
بیاییم با نحوه استفاده درست از امکاناتی که در اختیار داریم فرهنگ بشری را باز سازی کنیم .
از دلنوشته هایم علیرضا کمیلی
*********** ***********


وحدت و همدلی رمز پیروزی است


ایران زادگاهم است سرای دیرینه ام مهد تمدن پایدارخطه عشق وایمان ،اسلام وقرآن

بیشه شیران عشق،زادگاه ابر مردان وشیرزنان

من کشورم را با همه رنگهایش دوست دارم با گویشهای متنوع ولهجه های شیرینش با

لباسهای محلی وسنتهای اصیلش من ایرانی ام وپاسدار ارزشها وکرامتهای انسانی

والهی اش من ایرانی ام وپاسدار مرزهای علمی ومعرفتی وبصیرتی پاسدار گوهر وحدت

کلمه اتحاد وهمدلیمن ایرانی ام وباهمه قومیتها وعشیره ها ی سرزمینم برادر همه

برای من محترم وعزیزند وبه همه آنها عشق می ورزم وهرگز حاضر نیستم آنها را از خود

رنجور سازم

من ایرانی ام وبا همه اقوامش یک خانواده ایم سریک سفره ایم ودلسوز همدیگرهمت

وغیرت آذری ها ،کردها،بلوچ ها، لرها، فارسها ترکمن ها ،عربها،گیلکی ها وکرمانجی

های سرزمینم ازغرب تا شرق از شمال تا جنوب ، همیشه زبانزد عام وخاص بوده

وهست من ایرانی ام ومسلمان وبا همه اقلیتهای مذهبی کشورم از زرتشتی وآشوری

گرفته تا کلیمی ومسیحی دوست ودلسوز ما همگی عقد اخوتمان را قرنها پیش

بسته ایم ودشمن را به زانو در آورده ایم واکنون باید بیشتر هوشیار باشیم

ودشمن شناس چرا که امروز اهداف استکبار این است تا تفرقه بیاندازد وفضای جامعه را

گل آلود کند اما اتحاد من وتو باعث شکستشان خواهد شد

من ایرانی ام وامروز نگاه جهان وجهانیان به من است ایران در قله قرار گرفته و حسادت

دشمنانش را فراگرفته من ایرانی ام ،نعمت امنیت در پرتو ایمان به خدا و وحدت کلمه

بوجود آمده از برکت خون شهیدانم استبله برادر ایران امروز چون کوه استوار است وبه هر

بادی نمی لرزدهرچند دشمنانش چه در خارج وچه در داخل از طرق مختلف در صدد

ضربه زدن هستند اما ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد

من ایرانی ام وافتخار میکنم که بهترین رهبر را در جهان امروز دارم و مطمینم تاوقتی

پشتیبانش باشم وگوش به فرمانش کشورم شکست ناپذیر است

بله برادرم وخواهرم امروز شیاطین روزگار از راه های مختلف در روزنامه مجله کتاب ونوشته

رسانه ها ماهواره ها و همه امکانات وقوا بسیج شده اند تا میان قوم ها ومذاهب رخنه

بیاندازند آنها در قالب جک وطنز فیلم وادا واطوار به تحریک احساسات می پردازند ودر

صددند به هر طریقی این اتحاد وانسجام را از بین ببرند لذا از همه شما برادران وخواهران

می خواهم با اتحاد وهمدلی به دفاع از آرمانها وارزشها برخیزید وهریک در حد خود

نقشه های شیاطین را نقش بر آب کنید وایران عزیز را سربلندتر نمایید

حق یارتان برگی از دلنوشته هایم علیرضا کمیلی
موضوعات وب
ابر برچسب ها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :